|
خدا, انسان و عشق ...
|
خدا، انسان و عشق
این است "امانتی" که بر دوش آدمی سنگینی می کند و این است آن "پیمانی" که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم. و "خلافت" او را در کویر زمین تعهد کردیم ما برای همین "هبوط" کردیم، و این چنین است که به سوی او باز می گردیم. "دکتر علی شریعتی" [ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 15:0 ] [ هبوط ]
[ ]
خبر آمد خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید دست افشان پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان میروم میروم بار دگر مستم کند بی سرو بی پا و بی دستم کند میروم کاز خویش تن بیرون شوم برده یه لیلا رخی مجنون شوم هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را با همه لحن خوش آواييم دربدر کوچه تنهاييم اي دو سه تا کوچه زما دور تر به خوبا سر میزنی بگرد تو اینا هم خوب هست آقا جان هممون که بد نیستیم به من نگاه نکن آقا اي دو سه تا کوچه زما دور تر نغمه تو از همه پر شور تر کاش که اين فاصله را کم کني محنت اين قافله را کم کني کاش که همسايه ما مي شدي مايه آسايه ما مي شدي هرکه به ديدار تو نايل شود يک شب حلال مسايل شود دوش مرا حال خوشي دست داد سينه ما را عطشي دست داد نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سياوش گرفت نام تو آرامه جان من است نامه تو خط امان من است اي نگهت خواستگه آفتاب برمن ظلمت زده يک شب بتاب پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم اي نفست يارو مدد کار ما کي و کجا وعده ديدار ما؟ ادامه مطلب [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:41 ] [ هبوط ]
[ ]
![]() سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛ از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...
روز مادر بر تمام مادر های دلسوز و مهربان مبارک باد
بی محبت مادر یک قنات بی آبم / مثل راه بی مقصد مثل عکس بی قابم
بی محبت مادر از شکوفه ها دورم / یک کبوتر بی بال یک چراغ بی نورم
بی محبتِ مادر چون لبان بی لبخند / ساکتم و غمگینم مثل بلبلی در بند
بی محبت مادر در دلم صفایی نیست / از بهار در قلبم هیچ رد پایی نیست
مادرم وقتی فکر می کنم هیچ کلمه و جمله ای برای ابراز احساساتم نسبت به تو پیدا نمیکنم
فقط این را میتوانم بگویم : دوستت دارم مادر ، دوستت دارم مادر ![]() ![]() منگنه:
آدمها : وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند .
وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.
وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند . [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:38 ] [ هبوط ]
[ ]
کجایش را نمی دانیم. فقط می رویم تا برسیم ... بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست. ![]() گاه رسیده ای و نمی دانی و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است که گاهی هیچ روی نمی دهد و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی! پدرم می گفت تصمیم نگیر! ... ادامه مطلب [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:25 ] [ هبوط ]
[ ]
منگنه: با این که زیاد از صادق هدایت خوشم نمیاد ولی به نظر حرفای قابل تاملی زده...
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:30 ] [ هبوط ]
[ ]
منم زیباکه زیبا بنده ام را دوست میدارم [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:24 ] [ هبوط ]
[ ]
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 18:54 ] [ هبوط ]
[ ]
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:51 ] [ هبوط ]
[ ]
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم تمام عبادات ما عادت است به بیعادتی کاش عادت کنیم چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟ به هنگام نیّت برای نماز به آلالهها قصد قربت کنیم چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟ چه اشکال دارد در آیینهها جمال خدا را زیارت کنیم؟ مگر موج دریا ز دریا جداست؟ چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟ پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم «وجود» تو چون عین «ماهیت» است چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟ اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟ بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نُقل مهر و محبت کنیم پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ» پر از «کیمیای سعادت» کنیم بیایید تا عینِ «عین القضات» میان دل و دین قضاوت کنیم اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم از نو به سنت کنیم مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجدید بیعت کنیم برادر چه شد رسم اخوانیه؟ بیا یاد عهد اخوت کنیم بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ما ساده صحبت کنیم خدایا دلی آفتابی بده که از باغ گلها حمایت کنیم رعایت کن آن عاشقی را که گفت: «بیا عاشقی را رعایت کنیم»*
[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 0:0 ] [ هبوط ]
[ ]
![]() در تمام رنجهایی که میبریم صبر ، اوج احترام به قوانین الهی است . . . . .
.
خشم مانند طوفان است
بعد از مدتی فروخواهد نشست
ولی بدان که حتما شاخه هائی شکسته اند . . .
.
.
.
اگر سوال بپرسی،
تنها سه دقیقه نادانی،
و اگر نپرسی،
باقی عمرت را . . .
.
.
.
خدا را دوست بدارید
حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید
.
.
.
پروانه که باشی هر گلی را دوست داری
جای زنبور اما ، اگر باشی . . .
روی هر گلی بال نمی نشانی . . .
.
.
.
تویی که مرا در سقوط میبینی
تا به حال اندیشیده ای که شاید، تو خود وارونه ایستاده ای ؟
.
.
.
بدگویی حسود دلیل برتری شماست . . .
.
.
.
آنانکه می دانند رنج می برند
و آنانکه نمی دانند به دیگران رنج می دهند . . .
.
.
.
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 16:45 ] [ هبوط ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |